Hey you, out there in the cold
Getting lonely, getting old
Can you feel me?
Hey you, standing in the aisles
With itchy feet and fading smiles
Can you feel me?
Hey you, dont help them to bury the light
Dont give in without a fight
Hey you, out there on your own
Sitting naked by the phone
Would you touch me?
Hey you, would you help me to carry the stone
Open your heart
"Im coming home" *
.
.
.
سه شنبه 21 اسفند
قرار سال دسته جمعيمون
خنده – عكس – خاطره
پيتـزا كارينــــا
همين!


جامانده ها:
1- نگاه كن! چه خوب كه عادت مي كنيم...
2- به مباركي و ميمنت سر و صورت اينجانب بعد از 3 ماه رنگ آرايشگاه را به خود ديد... ميزان تغييرات به قدري شگرف بوده كه دوستان بالكل انگشت به دهان موندند!
3- به افتخار جناب سروان! برپــــا...
4- يكشنبه 10:50 دقيقه!
5- * اين آهنگ پينكفلويد حرف نداره...
وقتي كه پروانه ها رنگ عوض مي كنند
بايد دانست
چيزي از عمر شمع باقي نمانده است!
"مسعود مطلبي"
.
.
.
من بي جنبه! زمستون امسال چند تا اردوي عكاسي رفتم...جدا از دوربينم يه سري عكسم با موبايل گرفتم كه خيليم تعريفي نشده ولي چون ذوق دارم و ديگه زمستونم داره تموم مي شه ميذارمشون اينجا! لطفا جهت حفظ نيمچه روحيه اينجانب تو ذوقم نزنيد.
با تشكر!
اطراف مشهد ، آخرين روزهاي بهمن!


جامانده ها:
1- از همه دوستان و سروران گرامي كه از راههاي دور و نزديك بوسيله تشريف فرمايي به وبلاگ ، كامنتهای خصوصی و عمومی، ارسال پيامك ،ارسال بعبعی!، ميس كال، تلفن و ... حال بنده را جويا شده و براي شفاي عاجل اينجانب دعا كردند صميمانه سپاسگزارم!
2- اي آقای مهربان كه حرف مسافرت را زديد و مرا هوايي و آسماني و عروجي و عرشي كرديد دعا مي كنم نازنين رفيق امنيتي مان!! (كه لينك دادن به وي مجاز نمي باشد!)راضي شود تا بلكم مسافرت جور شود و دوري بزنيم و حال و هوايي عوض كنيم كه به شدت به آن نيازمنديم! آمــــــين!
يك پنجره براي ديدن
يك پنجره براي شنيدن
يك پنجره كه مثل حلقه چاهي
كه در انتهاي خود به قلب زمين مي رسد
و باز مي شود بسوي اين مهرباني مكرر آبي رنگ
يك پنجره كه دستهاي كوچك تنهايي را
از بخشش شبانه عطر ستاره هاي كريم
سرشار مي كند
و مي شود از آنجا
خورشيد را به غربت گلهاي شمعداني مهمان كرد
يك پنجره براي من كافيست....
"فروغ فرخزاد"
.
.
.
سرما خوردم و با تمام وجود به بدنم گفتم : اون 15 هزار تومني كه پول واكسن آنفلونزا دادم كه ايمن شم كوفتت شه كه حالا دم اسفندي اينجور خفن سرما خوردي و منو چپوندي تو خونه...
صدام عينهو خروسي شده كه تا 2 دقيقه ديگه قراره بكشنش و تا حدي وحشتناكه كه چند تن از دوستان فكر كردند من دچار مشكلات حادي چون روحي ، جسمي، حركتي ، هيبتي ، معنوي ، مادي ، كشكي ، عشقي و ... شدم و در حد مرگ گريه كردم! كه من از همين تريبون اين شايعات رو كاملا تكذيب ميكنم و شاهدشم عكس داروهامه!
همچنين من مجبور شدم روزي 21 بار به سوال بي مزه ايي چون "مگه چيز ديگه ايي نبود كه سرما خوردي؟؟؟" جواب بي مزه تري چون "نه! چون حقوقها رو ندادن مجبور شدم همينو بخورم" بدم....

1- هفته پيش "هميشه پاي يك زن در ميان است" رو ديدم! كسي نميدونه چرا اين فيلم كه به نظر من بين كارهاي كمال تبريزي خيلي ضعيفه فيلم منتخب مردم شده؟؟؟
2- روند خوب شدنم برعكس شده... عوض اينكه هر روز بهتر شم بدتر مي شم... گلو دردم دوباره عود كرده..آي ي ي .. خسته شدم...دعا كنيد خوب شم !


