شنبه نهم شهریور 1387
دندونپزشکی
او به دریاهای بی اردک می اندیشد
من به اردک های بی دریا...
میرافضلی
.
.
.
در جهت اینکه انقد این دندونپزشکا اعم از کاذب و غیر کاذب و پیش ساخته نگن دخترا تا ازدواجی می کنن یاد درست کردن دندوناشون میافتن و می خوان خرجشو بندازن گردن داماد و ... بنده در کوران مجردی و اشهد گویان خودمو به تیغ دندونپزشک سپردم و البته بابت یک پر کردن دندون چنان آه و ناله ای راه انداختم و انقد دست دکتره رو چنگ زدمو و پامو کوبوندم به صندلی که دکتره گفت دفعه بعد قبل از اینکه بیای باید دیازپام بخوری ! (دکترش خانوم بوده فکر بد نکنید
)
خانومه گفته اگه ۴ جلسه دیگه بیام و جیغ و دادم راه نندازم دندونام اینجوری می شه
به به!
پ.ن: گفتنی زیاده فقط تلفنم قطعه!
نوشته شده توسط هدیه در 10:21 | | لینک به این مطلب



