سر به بالش میگذارم باز
هيچ رؤيايی فراهم نيست
هيچ فردايی...
.
.
.
من واقعا از این تعطیلات ممنونم كه باعث ميشه ما به يه مسافرت كم و بيش مبسوط بریم.

راستي شركت واسه خانوما لباساي فرم دوخته و ما رو موظف كرده كه بپوشيم..انصافا پارچه و دوختش خيلي خوبه اما بلا به دور هر كي منو مي بينه فك مي كنه حامله شدم و واسه اينكه قايم كنم لباس كيسه ايي پوشيدم ! از شانس من لباس من يه جوريه كه يه قسمتايي از بالاش تنگه بعد يه دفعه ميشه كيسه! بعد آدم نميدونه با اون خفگي بالاش چيكار كنه و اين كيسه پايينو چي جوري جمع كنه! رنگشم كه سورمه اييه ديگه واويلاااااا... همكاراي مرد شركتم در بامزگي و اظهار فضل درمورد لباساي ما گوي سبقت و از هم ربودن و مرتب تيكه ميندازن... يكيشون زنگ زده به داخلي منو گفته زنگ خورده بريد خونتون! يكي sms زده و گفته فردا با وليتون بياين مدرسه و...
طبق معمول اين در شرايطيه كه مردا هر چي دوس دارن مي پوشن و شركت فك كرده براي جلوگيري از هر گونه نگاه چپ و راستي! با توجه به اينكه تعداد مردا به خانوما دويست به هفته ، تن ما هفت نفر كيسه كنه كه رغبتي براي چشم چروني وجود نداشته باشه... ولي خب زهي خيال باطل!
باز من در عجبم كه داستان چاق شدن منو هيچكي غير از ترازو و خودم نمي دونست و كسيم متوجه نشده بود اونوقت رئيسم از وراي اون لباس گشاد چطور فهميده من بعد مسافرت اضافه وزن پيدا كردم و بايد رژيم بگيرم!!!
جامانده ها:
1- ضمنا امسال به جاي نوشته هاي ژينگولكي با اسپري و از اين مسخره بازيا پشت ماشينا تو مشهد يه سوال فلسفي رو مطرح كرده بودن!
"از امام حسين چه مي دانيم؟ و برايش چه كرده ايم؟!"
2- از ديروز خطهاي همراه اول اينجا يك كمي قاطيه، sms هم كه send نميشه...اونوقت با چه اعتماد به نفسي تبليغات تلويزيوني اينا ادامه داره من نمي دونم.
3- فكر ميكنم يكي از مسخره ترين مسابقات جمع آوري ايده ، مربوط به مشهد 1404 بود ، كه كلي هم تبليغ كرد بياين ايده بديد به شهرداري و همكار شهردار باشيد و جايزه بگيريد و فلان و فلان... جديدا هم برنده هاش اعلام شد. براي اينكه با مغزاي متفكر شهرتون آشنا بشيد توصيه مي كنم بريد و ايده هاي 3 نفر اول و بخونيد و واقعا لذت ببريد... البته اين مسئله هم مطرحه كه شهرداري ايده هاي خوبو رد كرده و نگه داشته واسه خودش كه مفتكي ازش استفاده كنه اونوقت..... به هر حال من كه به وجود اين ذهناي خلاق افتخار كردم و كلي خنديدم!!!


